-->

Urara Meirochou - Ep 02

Urara Meirochou - Ep 02


مادر چیا، گاردهای ساکو چان و دلگرم کننده تر شدن انیمه!


به عنوان اپیزود دوم محتوای جالبی رو داشتیم؛ از فهمیدن و شنیدن جریان مادر چیا که چیا به دنبال پیدا کردنشه تا هدف اواراری درجه/سطح یک شدن و بعدشم که آشنایی با دو کارکتر فرعی باحال یعنی گاردهای ساکو چان. من هر بخش اپیزود رو دوست داشتم .. احساس کردم سری به سمت دلگرم کننده تری حرکت کرد و این موضوع بخاطر صحبت از مادر کارکترها بیشتر رنگ گرفت؛ حالا کمی از فکر و ذکر چیا با خبریم و می دونیم می خواد با اورارا شدن به چه هدفی برسه. امیدوارم تو ادامه همچنان به احساس التیام بخش و دلگرم کننده انیمه متمرکز باشیم.

از اون طرف صحنه وارد شدن گاردهای ساکو رو داشتیم که حسابی بامزه بود. از غذا دادن ساکو به چیا و صحبت از "بوسـه غیر مستقیم" شروع شد و بعد دیدیم که اونا خودشونم یه جورایی عاشق ساکو هستن و هوس کرده بودن که غذای ساکو رو لب بزنن. ولی زهی خیال باطل ... چه بلایی سرشون اومد. از اون طرف هم ساکو حس و حال یوری باحالی تو شخصیتش داره که من دوست دارم. هر دفعه با چیا روبرو میشه صحنه دیدنی میشه. خصوصاً این اپیزود که فهمید چیا بخاطر کوهی و جنگلی بودنش زیاد با لباس و اون چیزی که باید زیر لباس بپوشه آشنا نیست. صورتش و میمیک هاش تو اون صحنه حرف نداشت!

و انیمه یه جورایی جنبه منحرفانه ای که داره رو هم نگه داشت.

روی هم رفته به عنوان اپیزود دوم حسابی خوش گذشت .. منتظر هفته بعدم.
صحنه‌هایی از اپیزود :

- نقاشی دخترا از مادر چیا :



- گاردهای بامزه ساکو چان :



- چیا در حال خوردن غذای ساکو :

Gabriel Dropout - Ep 01

Gabriel Dropout - Ep 01




فرشته تنبل، شیطان مهربون و هاناکانای سادیست .. چی از این بهتره؟!

انیمه رسماً رفت تو لیست انیمه هایی که این فصل منو ناامید نکردن و این واسه من جای خوشحالی داره؛ همونطور که تو بخش معرفی اشاره کرده بودم علاقه زیادی به عوامل انیمه دارم و خصوصاً کارگردان به من اطمینان خاطر بالایی میداد که این اثر یه اثر باحال و دوست داشتنی میشه. فکر می کنم اپیزود اول به اندازه کافی پتانسیل نشون داد که بتونیم به انیمه دلخوش باشیم و در کنار بروز این پتانسیل خود اپیزود هم به اندازه کافی خنده دار و بامزه بود که بشه ازش حرف زد و خوش و بش کرد. خوشبختانه بازخورد از طرف منتقدین و کاربرای مختلف سایتای انیمه ای هم در حدی خوب بوده که جای شکی باقی نمیذاره .. این یه انیمه مفرح و باحاله.

اما اگه بخوایم بریم سراغ انیمه و ازش حرف بزنیم ...

گابریل از همون شروع من رو یاد اومارو انداخت؛ اینکه یک رویِ مهربون و فرشته وار داره و بعد یک روی تنبل! همونطور که اومارو جلوی دیگران تظاهر به مهربونی می کرد و بعد جریان بازی آنلاین و اینکه گابریل چطور در بازی کردن غرق شد. خصوصیاتی بینشون مشترک هست ولی بازم سوژه و جریانی مثل فرشته و شیطان بودن اونقدر متفاوت هست که بشه باهاش کارهای متفاوتی کرد. مثلاً همون تک صحنه ملاقات ساتانیا و گاب چان رو در نظر بگیرید؛ اینکه چطور سر یه بطری با هم حرف زدن و گابریل ساتانیا رو به بازی گرفت. صحبت از بازی کردم، بیچاره این ساتانیا ... انگار خیلی راحت بازیچه دست همه میشه. بیچاره دم به دم بازیچه یه نفر شد و از شیطان بودن و بدجنس بودن هم بویی نبرده ... بزرگترین نقشه ش کشیدن صندلی از زیر پای گابریل بود. چیزی جز یه موجود ساده و بی گناه به نظر نمیرسه. تازه وقتی به رافیل رسید که دیگه فاتحه ش خونده شد.

و وای که این رافیل چقدر خوب شده بود .. از حضورش حسابی راضی بودم.

کانا هانازاوا در نقش یک فرشته سادیست ... هه هه، کی فکر می کرد روزی کارش به اینجا کشیده بشه؟! صحنه گرفتن نون از یکی از بهترین صحنه های اپیزود بود و فکر می کنم خوب نشون داد که کمدی انیمه چقدر می تونه خوب باشه. نکته جالب تو اون صحنه واسه من چند تا چیز بود؛ قیافه داستان که بطرز عجیبی دوست داشتنی بود و آدم دلش می خواست نون رو بهش بده، ساتانیا که در عین سادگی تن به هر کاری که رافیل می گفت میداد و رافیل که در عین نفهمی از همون شروع به زبون آورد که می خواد باهاش بازی کنه (و ساتانیا بازم حالیش نشد!) همه چیزِ اون صحنه خوب بود .. حتی پرش آخری که ساتانیا به سمت بیچاره داشت. و آخرشم که سگه نون رو گرفت. فکر می کردم حداقل نون رو ساتانیا برمی داره.

اگه بخوایم در مورد موسیقی و فضا حرف بزنیم احساس می کنم به انیمه Himouto! Umaru-chan خیلی نزدیکیم. حتی موسیقی تم اصلی اثر به طرز جالبی به اون موسیقی اون انیمه نزدیکه که البته با توجه به یکی بودن عوامل دو انیمه زیاد دور از انتظار نبوده. و فضای Himouto اونقدر خوب بود که نخوایم ازش زده بشیم و از تکراری بودنش حرف بزنیم. به نظر من Gabriel Dropout به مرور زمان خاص بودن خودشُ پیدا می کنه و بعد تو انتهای راه فراموش می کنیم که روزی اونُ با شباهت به Himouto می دونستیم. این یه نکته ست که من چشم انتظار دیدنش هستم و فکر می کنم با تبحری که کارگردان انیمه داره تحقق پیدا می کنه.

روی هم رفته یه اپیزود شروع عالی رو داشتیم. از نحوه پرداخت راضی بودم و حسابی چشم انتظار اپیزودهای بعدی ام.


صحنه‌هایی از اپیزود :

- میمیک های بامزه گابریل، وقتی استودیو DogaKobo باشه میشه کلی میمیک قشنگ دید :





- بیچاره راهگشایِ الهی چه بلایی سرش آورد :



- ساتانیا در حال تفکر به نقشه شیطانی بزرگش :



- نگاه شوکه وینه از اینکه شنید زیاد اعمالش شیطانی نیست :



- آخی، چه فرشته مهربونــــــی :



- گابریل تو عالم فرشتگان و کنار فرشته ای که اونو دوست داشت و تحسین می کرد (فکر کنم بازم ببینیمش. ) :


- وینه زد کل اتاق گابریل رو پودر کرد ... اینم عکس العملش :



- ساتانیا و این تریپ شیطانی رفتنش تکراری نمیشه :



- صحنه نبرد با سر نون :



- بدون شرح :



- قیافه نیست که ... وااای :

Little Witch Academia - Ep 01

Little Witch Academia - Ep 01




تریگر، خلاقانه همراه با احساسی آشنا!




بله، استودیو تریگر عادت به این داره که گاهی بیننده های خودش رو ترول کنه ولی در کنار این موضوع گاهی انیمه هایی که می سازه اونقدر خوش سبک هستن که به راحتی بیننده ها رو راغب می کنه تا چند فصل ترول های این استودیو رو تحمل کنند. حالا این کار می تونه Kill la Kill و فضای فوق خلاقانه اون باشه و یا این کار می تونه Little Witch Academia باشه که با الهام گرفتن از یک فضای جادویی، فانتزیِ وجودمون رو بطرزی عالی ارضا می کنه. این لذت وقتی بیشتر میشه که شما عاشق ژانرهای جادو و جادوگری، هری پاترها و سری های وابسته هم باشید .. و بعد عنصرهای ژاپنی هم به درون انیمه تزریق میشن و انیمه رنگ و بوی عاطفی قشنگی به خودش می گیره.

اپیزود اول نشون داد که خوشبختانه سری اصلاً حس و حال خوب فیلم و OVA خودش رو از دست نداده و حتی شاید اینجا به مرور زمان احساس نزدیکی و انس مخاطب با اثر بیشتر هم بشه. من چون تازگیا فیلم و OVA رو دیدم به خوبی می تونم این رو تایید کنم که اپیزود اول احساس نزدیکی به دو اثر قبلی داره و این یه نکته بسیار خوبه. و توصیه می کنم اگه هنوز اون فیلم و OVA رو ندیدید به سراغشون برید که نرفتن به سراغشون واقعاً حیفه!

روی هم رفته شروع بسیار نازنین و در عین حال ماجراجویانه ای بود. مشتاق دیدن ادامه سری ام.


+

کاگاری چه دوست داشتنیه :



Demi-chan wa Kataritai - Ep 01

Demi-chan wa Kataritai - Ep 01



اوه، چه کار شیرین و نازنینی! ^_^




حقیقتش قبل از دیدن انیمه واسم سخت بود که با فضای انیمه آشنا بشم. چون قبل از این دخترهای هیولای Monster Musume رو دیده بودم و بلکل ذهنیاتم عوض شده بود. اون سری هم در نوع خودش خوب بود و دوسش دارم ولی از رنگ و روی تریلر Demi-chan wa Kataritai می شد فهمید که با یه کار به مراتب ملایم تر و با ایچیِ کمتر مواجه هستیم و همینطور هم شد. فضای انیمه به سمت لطافت کارکتری و حتی دلگرم کننده میل داشت و این واسه من یه چیز امیدوار کننده ست. از رابطه سنسی با دانش اموزاش خوشم اومد و منتظر ورود دخترای دیگه انیمه هستم.

از بین کارکترها هم معلم زیست و هم هیکاری ورود خوبی داشتن و خوب خودشونُ معرفی کردن. ضمن اینکه فکر می کنم ماچی هم دولاهان بامزه ای بود و نگاه صمیمانه ای به هیکاری و معلم داشت که بعدها می تونه رابطه جالبی رو بینشون به وجود بیاره. از اون طرف هم یه سری صحنه جالب از ساتو دیدیم که فکر می کنم این شوخیِ کناره گیری از سنسی رو تا مدتی داشته باشه.

بهرحال هنوز یوکی رو داریم که من تو تریلر نظرم بهش جلب شده بود و میشه بیشتر بهش پرداخت.

روی هم رفته شروع خوبی بود .. بهتر از انتظاراتم و احتمالاً جز کارهایی باشه که این فصل راحت می بینم و تموم می کنم.


- هیکاری میمیک های بامزه ای داشت :



Urara Meirochou - Ep 01

Urara Meirochou - Ep 01



همونطور که فکر می کردم کار ناز و دوست داشتنی ای بود.


کار قشنگی بود .. ترکیبی از یک فضای تاریخی، سنتی و البته دنیایی کاوایی بهمراه کارکترهایی دوست داشتنی! فعلاً به نظر رسید بار عظیمی از لذت انیمه روی دوش چیا و رفتارهای خنده دار و عجیبشه؛ اینکه چطور واسه معذرت خواهی شکمشُ نشون میداد و اینکه چطور می خواست بقیه رو هم به این عادت بندازه و به چشم یک منحرف میدیدنش فضای بامزه ای خلق کرده بود. و البته، رابطه باحالی که با حیوونا داشت و حس طراوتی که درون کارکترشه. صداپیشه چیا با اینکه تازه کاره ولی خوب به کارکتر می خوره و زیاد مبتدی بودنش به چشم نمیاد. بقیه کارکترها هم تو موقعیت هایی که چیا میسازه مکمل های خوبی میشن و بهش کمک می کنن ... پس تعامل کارکترها تو صحنه های مختلف انیمه از نقاط مثبت اولیه به نظر میرسه.

فعلاً معرفی خوبی از کارکترها داشتیم. از چیای شیطون گرفته تا نونوی خجالتی و معصوم!

چیزی که دوست دارم بهش اشاره کنم محیط انیمه ست؛ مثل یک اپیزود از یک انیمه می مونه که داره جشنواره ای در اون برگزار میشه ... تمام دور و بر شهر پر از منظره های جالب بود و این می تونه تو ادامه به یکی از نقاط قوت انیمه تبدیل بشه؛ همونطور که تو انیمه Gochiusa هم همینطور بود و فضای اروپایی اون دل آدمُ می گرفت. اینجا هم یه محیط سنتی می تونه پررنگ باشه و با توجه به حضور عنصر فانتزی انیمه جای کار خیلی خوبی فراهمه.

پیش به سوی یک فصل کاوایی و التیام بخش با این انیمه!

صحنه‌هایی از اپیزود :

- عجب شروع قشنگ و نازی داشتیم :





- منحرف دیدن چیا و شوکه شدن :



- چیا می خواست ببینه دم داره یا نه.



- چیا و بازم چیا :





- ملاقات اول و چیا :

Fuuka - Episode 01 & 02

Fuuka - Episode 01 & 02






اصلاً چرا بد ... میگم کمی تا قسمتی خوب بود ولی ترس من بیشتر از ادامه راه هست و اینکه داستان به وضع نوشته های سابق این نویسنده دچار بشه. (که با تعریفاتی که شنیدم اصلاً بعید نیست اینطور بشه!) حالا بهرحال، تو شروع معرفی خوبی از کارکترهای اصلی داشتیم و هر چند با موجی از کلیشه .. موج موجـــی از کلیشه پیش رفتیم ولی بازم کمی ظرافت در سبک انیمیشنی و رنگ و روی اثر وجود داره و میشه بهتر اونو قبول کرد. فقط امیدوارم دوز این کلیشه ها به مرور زمان پایین تر بیاد و تبدیل به یه کار فوق العاده آسون برای پیش بینی کردن نشه.

- البته که پدر و مادر خارج از کشورن!
- صحنه ای که دور مجسه چرخیدن بطرز ناجوری ناخوشایند بود.
- OP ,ED انیمه می تونستن بهتر باشن!
- مثلث عشقی در راهه .. Ugh.

+ حس شادابی فوکا رو دوست دارم.
+ دختر موردعلاقه ـم تو این انیمه تاماست. (که احتمالاً به سرانجام بدی میرسه!)
+ فن سرویس کار بدک نیست .. کلیشه ای، ولی بدک نیست.

Masamune-kun no Revenge - Ep 01

Masamune-kun no Revenge - Ep 01






من و تو قراره مغرور و بدجنس باشیم!




شروع نسبتاً خوبی داشت. رنگ آمیزی کار رو دوست داشتم و از لحاظ انیمیشنی لحظات خوبی داشتیم. از اون که بگذریم یه چیزی خوب جلوه می کنه؛ کارکترها یه مقدار بدجنس هستن چه دختر اول آکی و چه ماکابه، پسر داستان. تو ابتدای داستان به نظر رسید که باید ماکابه رو بیشتر تشویق کنیم و بذاریم انتقامی که می خواد رو بگیره ولی از طرفی فکر می کنم ممکنه به مرور زمان از شخصیت آکی چیزهایی ببینیم که باعث بشه دلمون به رحم بیاد. همون طور که تو همین اپیزود لحظاتی رو در مورد عادات غذا خوردنش داشتیم، تغییر شخصیتی که تو اون لحظات به کارکترش داده شد و اینکه دیدیم چطور از یه شخصیت مغرور به یک شخصیت ساده و بی گناه تبدیل شد اونُ یه مقدار لطیف و شکننده نشون داد. اما خب، همه می دونیم که داستان به اون سمت میره که آکی قراره یه شخصیت مثبت به نظر برسه .. دیر یا زود داره و شاید اینم از جمله نکته های بدی هست که میشه درباره این انیمه در نظر داشت .. قابل پیش بینی بودنش!

(و اینکه بقیه دخترهای انیمه از لحاظ سناریوی عشقی دکوری خواهند بود.)

از کارکترهای فرعی آنچنان حرفی زده نشد و مقدمه سازیِ ساده ای بود. ولی نکته ای که تو چشم بود و با دیدنش تعجب کردم مادر ماکابه بود که عین بچه ها می مونه .. یا بهتر بگم، یه مادر لولی بود. ولی حداقل واسه این مادر لولی یکی از بهترین گویندگان لولی انتخاب شده. خانم Ogura Yui که قبلاً باهاش خاطره عزیزی رو سر انیمه Yama no Susume داشتم. نمی دونم نقش این کارکتر چقدر خواهد بود ولی برای من، حضور این گوینده باعث میشه که از شخصیت مادر داستان خوشم بیاد و انتخاب اونُ به جا می دونم.

روی هم رفته، عاشقش شدم؟ نه، بسیار با پتانسیل دیدمش؟ نه، در حدی خوب بود که بهش فرصت سه اپیزود بدم؟ بله.



صحنه‌هایی از اپیزود :

- از این میمیک ها زیاد خواهیم دید :



- مادر داستان :



- بدون شرح :

Honey & Clover - Ep 07

Honey & Clover - Ep 07






Full Metal Panic

Full Metal Panic





از اونجایی که فصل جدید سری واسه پاییز 2017 تایید شده و چندین سری داره، تصمیم گرفتم امتحانش کنم و چون آخرین رباتی هایی که دیدم زیاد به دلم خوش نیومده بودن انتظارات بالایی نداشتم ولی انیمه خوب تونست من رو درگیر خودش کنه؛ تا انتها دیدم و راضی بودم .. در حدی که بخوام باقی سری رو ببینم.

با خوبی هایی که از انیمه دیدم می تونم درک کنم چطور تونسته الگوی مناسبی برای کارهای رباتی بعد از خودش باشه. با توجه به سال ساختی که داره از لحاظ گرافیکی، طراحی ربات ها و صحنه های اکشن در سطح خوبی قرار داشت. طراحی کارکترهای اصلی رو هم خیلی دوست داشتم؛ کانامه، تسا، ساگارا، گارون، مائو و ... همه واسم جذبه ای خاص داشتن و سوال بزرگی که الان ذهنم رو به خودش مشغول کرده اینه که تو سری جدید با گرافیک امروزی چهره این کارکترها رو چطور امروزی می کنند؟! یه جورایی اون حس و حال گرافیک قدیمی به دلم نشسته و دلم نمی خواد اون ذهنیت خراب بشه. اما جدا از این ترس فعلاً دیدن دو سری دیگه از انیمه رو تو لیست دیدن میذارم و اونجا هم این دیدگاهم رو بررسی می کنم. شاید به مرور زمان دگرگونی گرافیکی واسم ملموس شد و باهاش کنار اومدم.

از بین دخترهای انیمه تسا رو بیشتر دوست داشتم .. نازنین بود. کانامه هم کارکتر خوبی بود و میشد باهاش کنار اومد .. حداقل زیاد دست بزن نداشت و از اونجایی که می دونم تمرکز اصلی انیمه روی تسا نخواهد بود از الان خودمُ آماده می کنم. از طرفی می دونم تسا لحظه های مختص خودش رو دریافت می کنه. مائو هم چند اپیزود خوش درخشید و یه جاهایی هم من رو به یاد ریوی از Black Lagoon انداخت که نکته خوبی بود. ساگارا کمی تکلیف خنگیش مشخص نبود .. گاهی عجیب خنگ میزد و گاهی هوشیار میشد. امیدوارم در ادامه ساگارا خصوصیات با ثبات تری به خودش بگیره.

اوه .. و تا فراموش نکردم بگم OP انیمه خیلی خوب بود. قشنگ میشد احساس نوستالژیکی ازش احساس کرد. خصوصاً تو این صحنه :



روی هم رفته از انیمه خوشم اومد .. باید ببینم دو سری دیگه چطور هستن.


+

چند شات مختلف :






X
در صورت مشاهده مطالب مغایر با قوانین و شعونات اسلامی از بخش ارتباط با ما گزارش دهید تا سریعا حذف گردد