-->

Rogue One - 2016

Rogue One - 2016



برچسب ها :

Rogue One 2016,Rogue One,Rogue ,One

Nick Cave & The Bad Seeds - Distant Sky

Nick Cave & The Bad Seeds - Distant Sky





[Verse 1: Nick Cave]
Let us go now, my one true love
Call the gasman, cut the power out
We can set out, we can set out for the distant skies
Watch the sun, watch it rising in your eyes

[Verse 2: Else Torp]
Let us go now, my darling companion
Set out for the distant skies
See the sun, see it rising
See it rising, rising in your eyes
[Verse 3: Nick Cave]
They told us our gods would outlive us
They told us our dreams would outlive us
They told us our gods would outlive us
But they lied

[Verse 4: Else Torp]
Let us go now, my only companion
Set out for the distant skies
Soon the children will be rising, will be rising
This is not for our eyes

Gabriel Dropout - Ep 04 & 05

Gabriel Dropout - Ep 04 & 05





فرشته ای معصوم و احمق تر از ساتانیا از راه رسید.


قسمت 04 : من چون مانگا رو تا به اینجا خونده بودم می دونستم که با یک اپیزود ساحلی زودهنگام روبرو میشیم و اصلاً هم چیز بدی نیست. 3 اپیزود اول به معرفی کارکترهای اصلی گذشت و با اخلاق و رفتار هر کدوم آشنا شدیم و بعد از اون یه محیط برای کمدی گروهیِ تیم به وجود اومد. و تفاوت اپیزود ساحلی این انیمه با انیمه های دیگه اینه که چون فرشته و شیطان رو در کنار هم دارید می تونید انتظار داشته باشید که هوا یهو صاف بشه و چیزی جلوی خوش گذرونی اونا رو نگیره. و بعد روتین های همیشگی شروع میشه؛ اینکه ساتانیا چطور کنار ساحل اذیت میشه، یا گابریل گاهی هوس می کنه بقیه رو اذیت کنه و مهربونی های وینه.

صحنه بعد از تیتراژ هم در نوع خودش جالب بود. کمی فلش بک دیدیم و یه مقدار با اونچه که بر گابریل گذشته بیشتر آشنا شدیم.





قسمت 05 : تاپریس، موجودی خنگ تر از ساتانیا وارد می شود.

اینجور که یکی دو بار تو طول اپیزود گفته شد تاپریس حضوری موقتی داره و قراره برگرده به مدرسه بهشتی! هنوز یک سال تا برگشتن به دبیرستان میتن فاصله داره و صرفاً بخاطر اینکه احساس تنهایی می کرد پیداش شده بود و با چیزایی روبرو شد که به هچ وجه دلش نمی خواست ببینه. چیزی که در مورد تاپریس واسم جالب بود این بود که به نسبت باقی فرشته ها و یا شیاطین انیمه بیشتر از خدا حرف میزد و هر اتفاقی که می افتاد خدا ورد زبونش بود و به عنوان یک فرشته وفاداری بیشتری به این مسائل معنوی نشون می داد. البته وقتی اونو در کنار گابریل تنبل و رافیلِ سادیست بذارید قطعاً پررنگ به نظر میرسه. ولی بهرحال بین این سه فرشته معصوم ترین به نظر میرسه.

روبرو شدن ساتانیا و تاپریس قطعاً یکی از بهترین صحنه های انیمه تا به اینجا بود.

صورت چسبیده به شیشه رافیل و لذتی که می برد، باحال بازی های ساتانیا در حالی که کف قفسه افتاده بود () و سادگیِ بیش از حد تاپریس ... همه چیز این صحنه خوب بود.


صحنه‌هایی از دو اپیزود :

- این بیچاره چقدر گناه داره :



- این صحنه منو یاد صحنه ای از Himouto انداخت :





- آخه ... میمیک رو .. !!



- تاپریس و لباس فضاییش :





- لحظه رودرویی تاپریس با ساتانیای باحال :



- خودمونیم، با این میمیک ها هر کی نفهمه فکر می کنه ساتانیا چقدر شیطانیه!!



- آخی ... واااای.

Gabriel Dropout - Ep 03

Gabriel Dropout - Ep 03






قهوه ای نوش جان کنیم و با فرشته مون از کار و گرما بنالیم!



یکی از نقاط قوت کارگردانی مثل ماساهیکو اوتا اینه که خوب بلده کارکترهای فرعی رو به تصویر بکشه؛ چه در انیمه ای مثل Yuru Yuri که با کارکترهای فرعی بسیاری بوده باشه و یا چه پسرهای انیمه ای مثل Love Lab و یا چرا راه دوری بریم؟ بومبر از انیمه Himouto رو به خاطر بیارید که با اندک حضوری که داشت چقدر خوب ظاهر میشد. و البته .. شاید من تو اپیزود قبل از حضور رئیس و مبصر کلاس کمی نالیده باشم و از اینکه چهره مناسبی داشت یا نه مطمئن نبوده باشم ولی باید از اینکه این اپیزود سوم چقدر خوب به شخصیت قهوه چی پرداخت حرف بزنم و بگم که جداً نیمه اول اپیزود رو بخاطر این کارکتر دوست داشتم. اینکه چطور کارکتر پر از روح و پر از اشتیاقش (به قهوه!) در کنار شخصیت تنبلی مثل گابریل قرار گرفت؛ گابریلی که صرفاً به دنبال بدست آوردن پول واسه بیشتر بازی آنلاین کردن بود و هست. زوج جالبی رو خلق کرده بودند ...

و جالب تر وقتی شد که پای ساتانیا، مهره طلایی انیمه هم به کافی شاپ کشیده شد و همه چیز یک درجه بهتر شد.

خاصیتی که ساتانیا به صحنه کافی شاپ اضافه کرد خاصیت روی مخ گابریل رفتن بود که اینجا حسابی به کار می اومد؛ اینکه اونو تا چه مرزی تحریک می کنه یکی از نکته های دوست داشتنی (!) انیمه ست و به مرور زمان جرقه ارتباط بهتر رو بین دو کارکتر ساتانیا و گاب میزنه. و البته در کنارش افکار درهم قهوه چی رو هم داشتیم که مثل همیشه همه چیز رو به قهوه ربط می داد .. تو ذهن اون چنین جمله ای ثباتی دائمی داره : زندگی فنجانی پر از قهوه ست .. باید نوشیدش!

از دیدن زوج بندی و همراه شدن رافیل و وینه کمی تعجب کردم. از این لحاظ که فکر نمی کردم به این زودی اتفاق بیافته ولی خب بهرحال لحظه خوبی بود و دیدیم که رافیل حتی در مقابل وینه هم دست از شیطنت هاش برنمی داره و یه جورایی احساس سادیستی خودش رو بر صحنه غالب می کنه. و وینه هم که معصومیت خاصی داره و دم به تله میده. در مورد صحنه خامه هم، شاید فکر می کردم وینه به خامه تیز میرسه ولی اینطور نشد. اینطور نشد تا بار دیگه پای مهره طلایی انیمه، ساتانیا به صحنه کشیده بشه و پانچ لاین جوک به این شخصیت تعلق بگیره.

این اپیزود بار کمدی خوبی داشت :

- صحنه لگد کوبیدن گابریل به در و پرت کردن ساتانیا به هوا یکی از بهترین صحنه های انیمه تا به اینجا بود.
- صحنه دیدن ساتانیا و غیب شدن ناگهانی رافیل از کنار وینه باحال بود!
- میمیک های همچنان خاصِ ساتانیا (که تو ادامه ازشون شات میذارم.)
- پیچوندن کار توسط گابریل و سازش فوق العاده زیادی که قهوه چی باهاش داشت.
- کل بیت ارجاع به فیلم های سینمایی که حتی ارجاعی جدید مثل اشاره به فیلم Your Name درونش گنجونده شده بود هم واسم جالب و هم یه جورایی خنده دار بود.
- درجا زدن های ساتانیا کنار در کافی شاپ یه لبخند گنده روی لب من نشوند. نمی دونم چرا اینقدر نازنین و بی گناه به نظر میرسه!!

- سپر فرشته ای گابریل هم که کار به جایی نبرد.



+ یک لحظه از مانگا، مرتبط با این هفته :









صحنه‌هایی از اپیزود :

- اخم و بدخلقی های گاب چان سر کار کردن :





- دست و پا زدن ساتانیا جلوی در کافی شاپ :



- از اون میمیک های خاص ساتانیا :



- بهمراه قهوه چی :



- بیچاره قهوه چی از مهربونی تمام به چه جایی رسید :



+

- وینه و ترس از فیلم :



- وقتی به عقب نگاه کنید یکی از لحظات خاص این انیمه می تونه دیدن رافیل و ساتانیا کنار هم باشه :



- چشمک گابریل بعد از کتک زدن ساتانیا :



- قیافه رو :

Gabriel Dropout - Ep 02

Gabriel Dropout - Ep 02






روتین داره شکل می گیره! سادیست بازی رافیل، به گریه انداختن ساتانیا و منفی گرایی گابریل!


خب، به خوبی ادامه دادیم!

به من باشه میگم فعلاً وزنه اصلی انیمه ساتانیاست و فکر می کنم شخصیت ساتانیا به خوبی تونسته بار کمدی انیمه رو به دوش بکشه. حتی در بحث اپیزودیک انیمه در سایت های مختلف این دختره که به عنوان بهترین دختر انیمه ازش اسم برده میشه و اینجور که به نظر میرسه باقی کارکترها به زمان برای رشد نیاز دارند. بجز ساتانیا من گابریل رو دوست دارم و فکر می کنم داره جایگاه خودش در انیمه رو پیدا میکنه. هنوز به اندازه یک شخصیت اصلی پررنگ نیست و باید بهش وقت بدیم ولی ذره ذره داره به اونجای مشخص شده میرسه. و در مورد رافیل و وینه هم فکر می کنم قراره در همین سطح مکمل بودن باقی بمونن که ایرادی به این موضوع وارد نیست.

اما این اپیزود یه شخصیت جدید داشتیم؛ رئیس و مبصر کلاس که بیشتر با خیالاتی که از مکالمه وینه و گابریل داشت وقتش رو گذروند. حقیقتش وقتی اولین شات از مبصر کلاس رو دیدم کمی دلم می خواست شخصیتی با طراحی بهتر می دیدم ولی باید منتظر موند و دید که مبصر کلاس چقدر در انیمه نقش داره و شاید همین اپیزود جز حضورهای پررنگش بوده باشه و در ادامه به سایه ها بره. روی هم رفته به عنوان یه کارکتر گذرا حضور بدی نداشت و تونست به سناریوی فرم جریان جالبی ببخشه.

چیزی که تا به اینجا دیدیم اینه که احساسات مشخصی از کارکترها طراوش میشه؛ ساتانیا همیشه در عین معصومیت غرق در افکار شیطانیه و البته خنگی اون حد و مرز نداره! من حسابی دلم واسش میسوزه .. نمی دونم چرا ولی شیرینی خاصی درون کارکترشه که دلمُ میبره. ولی جالبه که از اون طرف رافیل، کسی که اونو اذیت می کنه رو هم دوست دارم ... و اذیت نمیشم که اون داره ساتانیا رو بازیچه دستش می کنه. به هم میان و زوج کمدی نازنینی هستن. زوج دیگه مون رو باید وینه و گابریل بدونیم که یه جورایی وینه رو میشه فرشته نجات (یا اینجا بهتره بگیم شیطان نجات!!) گابریل بدونیم؛ به اخلاق و رفتار گاب نظارت داره و می بینه که اون چیکار می کنه.


یه سری نکته گذرای دیگه :

- میمیک های ساتانیا معرکه ست. هر لحظه یه ریخت بامزه ای پیدا می کنه.
- ماهیِ جهنمی چه خنده دار بود. موندم بازم آیتمی/جونوری از جهنم می بینیم یا نه.
- این قسمت ED هم اضافه شد که حسابی تو دل برو و جذاب بود.
- گابریل گاهی دیالوگ های سنگینی/فلسفی درباره انسان ها به زبون میاره. از الان واسه کشف اینجور صحنه ها ذره بین به دست میشم.
- داستان هم هنوز نقش داره و اینجور که معلومه آلت دست رافیل شده. بهرحال من از بودنش استقبال می کنم!
- فکر نمی کنم قسمت بعد رافیل شاگرد ساتانیا باقی بمونه و اون جریان تموم شده.
- انیمه پیش نمایش قسمت بعد نداره ... موندم چرا ... !


- نمایی از چپتر مرتبط در مانگا :





صحنه‌هایی از اپیزود :

- ساتانیا و درگیری همه روزه ش با داستان :





- قیافه خسته و بی حوصله گابریل عالیه :





- ولی انگار گاهی به فکر اذیت بقیه هم می افته :



- بهترین میمیک اپیزود :


- تصور گابریل از به پا کردن قیامت :



- چهره بشاش آشپزباشی :



- ماهی رو ... :





- وینه هم خوب میمیک هایی داره :



- جنگ با ماهی به ضرر ساتانیا تموم شد :



- بیدار شدن و دیدن رافیل :




- وای، اینجا ساتانیا چه ناز شده بود :



- نمایی از ED زیبای انیمه :

Urara Meirochou - Ep 02

Urara Meirochou - Ep 02


مادر چیا، گاردهای ساکو چان و دلگرم کننده تر شدن انیمه!


به عنوان اپیزود دوم محتوای جالبی رو داشتیم؛ از فهمیدن و شنیدن جریان مادر چیا که چیا به دنبال پیدا کردنشه تا هدف اواراری درجه/سطح یک شدن و بعدشم که آشنایی با دو کارکتر فرعی باحال یعنی گاردهای ساکو چان. من هر بخش اپیزود رو دوست داشتم .. احساس کردم سری به سمت دلگرم کننده تری حرکت کرد و این موضوع بخاطر صحبت از مادر کارکترها بیشتر رنگ گرفت؛ حالا کمی از فکر و ذکر چیا با خبریم و می دونیم می خواد با اورارا شدن به چه هدفی برسه. امیدوارم تو ادامه همچنان به احساس التیام بخش و دلگرم کننده انیمه متمرکز باشیم.

از اون طرف صحنه وارد شدن گاردهای ساکو رو داشتیم که حسابی بامزه بود. از غذا دادن ساکو به چیا و صحبت از "بوسـه غیر مستقیم" شروع شد و بعد دیدیم که اونا خودشونم یه جورایی عاشق ساکو هستن و هوس کرده بودن که غذای ساکو رو لب بزنن. ولی زهی خیال باطل ... چه بلایی سرشون اومد. از اون طرف هم ساکو حس و حال یوری باحالی تو شخصیتش داره که من دوست دارم. هر دفعه با چیا روبرو میشه صحنه دیدنی میشه. خصوصاً این اپیزود که فهمید چیا بخاطر کوهی و جنگلی بودنش زیاد با لباس و اون چیزی که باید زیر لباس بپوشه آشنا نیست. صورتش و میمیک هاش تو اون صحنه حرف نداشت!

و انیمه یه جورایی جنبه منحرفانه ای که داره رو هم نگه داشت.

روی هم رفته به عنوان اپیزود دوم حسابی خوش گذشت .. منتظر هفته بعدم.
صحنه‌هایی از اپیزود :

- نقاشی دخترا از مادر چیا :



- گاردهای بامزه ساکو چان :



- چیا در حال خوردن غذای ساکو :

Gabriel Dropout - Ep 01

Gabriel Dropout - Ep 01




فرشته تنبل، شیطان مهربون و هاناکانای سادیست .. چی از این بهتره؟!

انیمه رسماً رفت تو لیست انیمه هایی که این فصل منو ناامید نکردن و این واسه من جای خوشحالی داره؛ همونطور که تو بخش معرفی اشاره کرده بودم علاقه زیادی به عوامل انیمه دارم و خصوصاً کارگردان به من اطمینان خاطر بالایی میداد که این اثر یه اثر باحال و دوست داشتنی میشه. فکر می کنم اپیزود اول به اندازه کافی پتانسیل نشون داد که بتونیم به انیمه دلخوش باشیم و در کنار بروز این پتانسیل خود اپیزود هم به اندازه کافی خنده دار و بامزه بود که بشه ازش حرف زد و خوش و بش کرد. خوشبختانه بازخورد از طرف منتقدین و کاربرای مختلف سایتای انیمه ای هم در حدی خوب بوده که جای شکی باقی نمیذاره .. این یه انیمه مفرح و باحاله.

اما اگه بخوایم بریم سراغ انیمه و ازش حرف بزنیم ...

گابریل از همون شروع من رو یاد اومارو انداخت؛ اینکه یک رویِ مهربون و فرشته وار داره و بعد یک روی تنبل! همونطور که اومارو جلوی دیگران تظاهر به مهربونی می کرد و بعد جریان بازی آنلاین و اینکه گابریل چطور در بازی کردن غرق شد. خصوصیاتی بینشون مشترک هست ولی بازم سوژه و جریانی مثل فرشته و شیطان بودن اونقدر متفاوت هست که بشه باهاش کارهای متفاوتی کرد. مثلاً همون تک صحنه ملاقات ساتانیا و گاب چان رو در نظر بگیرید؛ اینکه چطور سر یه بطری با هم حرف زدن و گابریل ساتانیا رو به بازی گرفت. صحبت از بازی کردم، بیچاره این ساتانیا ... انگار خیلی راحت بازیچه دست همه میشه. بیچاره دم به دم بازیچه یه نفر شد و از شیطان بودن و بدجنس بودن هم بویی نبرده ... بزرگترین نقشه ش کشیدن صندلی از زیر پای گابریل بود. چیزی جز یه موجود ساده و بی گناه به نظر نمیرسه. تازه وقتی به رافیل رسید که دیگه فاتحه ش خونده شد.

و وای که این رافیل چقدر خوب شده بود .. از حضورش حسابی راضی بودم.

کانا هانازاوا در نقش یک فرشته سادیست ... هه هه، کی فکر می کرد روزی کارش به اینجا کشیده بشه؟! صحنه گرفتن نون از یکی از بهترین صحنه های اپیزود بود و فکر می کنم خوب نشون داد که کمدی انیمه چقدر می تونه خوب باشه. نکته جالب تو اون صحنه واسه من چند تا چیز بود؛ قیافه داستان که بطرز عجیبی دوست داشتنی بود و آدم دلش می خواست نون رو بهش بده، ساتانیا که در عین سادگی تن به هر کاری که رافیل می گفت میداد و رافیل که در عین نفهمی از همون شروع به زبون آورد که می خواد باهاش بازی کنه (و ساتانیا بازم حالیش نشد!) همه چیزِ اون صحنه خوب بود .. حتی پرش آخری که ساتانیا به سمت بیچاره داشت. و آخرشم که سگه نون رو گرفت. فکر می کردم حداقل نون رو ساتانیا برمی داره.

اگه بخوایم در مورد موسیقی و فضا حرف بزنیم احساس می کنم به انیمه Himouto! Umaru-chan خیلی نزدیکیم. حتی موسیقی تم اصلی اثر به طرز جالبی به اون موسیقی اون انیمه نزدیکه که البته با توجه به یکی بودن عوامل دو انیمه زیاد دور از انتظار نبوده. و فضای Himouto اونقدر خوب بود که نخوایم ازش زده بشیم و از تکراری بودنش حرف بزنیم. به نظر من Gabriel Dropout به مرور زمان خاص بودن خودشُ پیدا می کنه و بعد تو انتهای راه فراموش می کنیم که روزی اونُ با شباهت به Himouto می دونستیم. این یه نکته ست که من چشم انتظار دیدنش هستم و فکر می کنم با تبحری که کارگردان انیمه داره تحقق پیدا می کنه.

روی هم رفته یه اپیزود شروع عالی رو داشتیم. از نحوه پرداخت راضی بودم و حسابی چشم انتظار اپیزودهای بعدی ام.


صحنه‌هایی از اپیزود :

- میمیک های بامزه گابریل، وقتی استودیو DogaKobo باشه میشه کلی میمیک قشنگ دید :





- بیچاره راهگشایِ الهی چه بلایی سرش آورد :



- ساتانیا در حال تفکر به نقشه شیطانی بزرگش :



- نگاه شوکه وینه از اینکه شنید زیاد اعمالش شیطانی نیست :



- آخی، چه فرشته مهربونــــــی :



- گابریل تو عالم فرشتگان و کنار فرشته ای که اونو دوست داشت و تحسین می کرد (فکر کنم بازم ببینیمش. ) :


- وینه زد کل اتاق گابریل رو پودر کرد ... اینم عکس العملش :



- ساتانیا و این تریپ شیطانی رفتنش تکراری نمیشه :



- صحنه نبرد با سر نون :



- بدون شرح :



- قیافه نیست که ... وااای :

Little Witch Academia - Ep 01

Little Witch Academia - Ep 01




تریگر، خلاقانه همراه با احساسی آشنا!




بله، استودیو تریگر عادت به این داره که گاهی بیننده های خودش رو ترول کنه ولی در کنار این موضوع گاهی انیمه هایی که می سازه اونقدر خوش سبک هستن که به راحتی بیننده ها رو راغب می کنه تا چند فصل ترول های این استودیو رو تحمل کنند. حالا این کار می تونه Kill la Kill و فضای فوق خلاقانه اون باشه و یا این کار می تونه Little Witch Academia باشه که با الهام گرفتن از یک فضای جادویی، فانتزیِ وجودمون رو بطرزی عالی ارضا می کنه. این لذت وقتی بیشتر میشه که شما عاشق ژانرهای جادو و جادوگری، هری پاترها و سری های وابسته هم باشید .. و بعد عنصرهای ژاپنی هم به درون انیمه تزریق میشن و انیمه رنگ و بوی عاطفی قشنگی به خودش می گیره.

اپیزود اول نشون داد که خوشبختانه سری اصلاً حس و حال خوب فیلم و OVA خودش رو از دست نداده و حتی شاید اینجا به مرور زمان احساس نزدیکی و انس مخاطب با اثر بیشتر هم بشه. من چون تازگیا فیلم و OVA رو دیدم به خوبی می تونم این رو تایید کنم که اپیزود اول احساس نزدیکی به دو اثر قبلی داره و این یه نکته بسیار خوبه. و توصیه می کنم اگه هنوز اون فیلم و OVA رو ندیدید به سراغشون برید که نرفتن به سراغشون واقعاً حیفه!

روی هم رفته شروع بسیار نازنین و در عین حال ماجراجویانه ای بود. مشتاق دیدن ادامه سری ام.


+

کاگاری چه دوست داشتنیه :



Demi-chan wa Kataritai - Ep 01

Demi-chan wa Kataritai - Ep 01



اوه، چه کار شیرین و نازنینی! ^_^




حقیقتش قبل از دیدن انیمه واسم سخت بود که با فضای انیمه آشنا بشم. چون قبل از این دخترهای هیولای Monster Musume رو دیده بودم و بلکل ذهنیاتم عوض شده بود. اون سری هم در نوع خودش خوب بود و دوسش دارم ولی از رنگ و روی تریلر Demi-chan wa Kataritai می شد فهمید که با یه کار به مراتب ملایم تر و با ایچیِ کمتر مواجه هستیم و همینطور هم شد. فضای انیمه به سمت لطافت کارکتری و حتی دلگرم کننده میل داشت و این واسه من یه چیز امیدوار کننده ست. از رابطه سنسی با دانش اموزاش خوشم اومد و منتظر ورود دخترای دیگه انیمه هستم.

از بین کارکترها هم معلم زیست و هم هیکاری ورود خوبی داشتن و خوب خودشونُ معرفی کردن. ضمن اینکه فکر می کنم ماچی هم دولاهان بامزه ای بود و نگاه صمیمانه ای به هیکاری و معلم داشت که بعدها می تونه رابطه جالبی رو بینشون به وجود بیاره. از اون طرف هم یه سری صحنه جالب از ساتو دیدیم که فکر می کنم این شوخیِ کناره گیری از سنسی رو تا مدتی داشته باشه.

بهرحال هنوز یوکی رو داریم که من تو تریلر نظرم بهش جلب شده بود و میشه بیشتر بهش پرداخت.

روی هم رفته شروع خوبی بود .. بهتر از انتظاراتم و احتمالاً جز کارهایی باشه که این فصل راحت می بینم و تموم می کنم.


- هیکاری میمیک های بامزه ای داشت :



X
فروش اسکریپت خبرخوان کاوشگر + ارسال خودکار اخبار به کانال تلگرام
خرید و توضیحات بیشتر از لینک زیر
http://shopan.ir/?p=34